{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

for me

part: 8
یک هفته کذایی امتحانات بالاخره تموم شد و سلام تابستوننن
همه امتحان های مزخرف پشت هم ردیف شده بودن و حسابی وعض بدی بود
به مناسبت با موفقیت پشت سر گزاشتن این هفته مزخرف به خودم یه خواب زمستونی هدیه دادم که با زنگ زدن های مکرر یک مزاحم کوفتی بیدار شدم و شخصا رفتم دم در که ببینم این خر مگس معرکه کیه

-:چه مرگته اینطوری زنگ میزنی

در رو ‌که باز کردم دیدم ا/ت با شلوارک جین تا بالای زانو و تیشرت مشکی و از روش یه جاکت فِراری که مشخص بود برا جونگکوکه داره با اخم و عصبی نگاه میکنه
درحالی که دست راستشو به بالای در تکیه داده بود و اونیکی دستش به کمرش بود

:احیانن کَر هستین مستر مین؟
-:من کر نیستم ولی تو مزاحم هستی، چته؟

با همون اخم غلیظ دستشو از دیوار فاصله داد و از زیر دستم رد شد و رفت داخل که پشتش رفتم تو

رفت توی اشپز خونه و به اپن تکیه داد و سائد های دستاش رو گزاشت روی اُپن و حرف زدن رو ادامه داد: مستر مین هیچ میدونی گوشیت سوخت از بس برادر نازنینم زنگ زد بهت؟

با شنیدن حرفش به سمت گوشیم رفتم که دیدم از صبح تا الان ۴۲ تا تماس بی پاسخ و ۱۵ تا پیام داشتم از طرف جونگکوک

-:گوشیم رو سایلنت بود، چیشده خر مگس معرکه؟

ا/ت با همون اخمش که الان حتی غلیظ تر هم شده بود نگاهشو داد به ظرف توتفرنگی روی اُپن و یدونه توتفرنگی برداشت و گازی زد ازش و همزمان گفت: برایان پارتی گرفته برای فردا شب و تو رو ام دعوت کرده، ولی توعه کَر جواب نمیدادی که بگیم
-:خب چرا جونگکوک خودش نیومد؟

چهره ا/ت پوکر شد و چشم هاش رو تو حدقه چرخوند و سرشو به سمت راست برد و بعد دوباره نگاهم کرد و با لبخند ضایع تمسخر امیزی گفت: ممکنه بخاطر این باشه که برادر نازنینم گشاد تر از اونیه که به خودش تکون بده و منو فرستاده دنبالت؟

از چهره ا/ت خندیدم که دوباره چشاشو تو حدقه چرخوند و راه افتاد به سمت من و اومد نزدیکم وایساد و یه پاکت رو رو سینم کوبید

:فردا شب ساعت ۷ به صرف تک*یلا و وی*سکی منتظرتونیم مستر مین و لطفا دیگه گوشیع کوفتیتون رو سایلت نکنید

ناباورانه به پرویی دختر روبه روم زول زدم و دستامو کردم تو جیبم و سرم رو نزدیک صورتش بردم و گفتم: سعی میکنم، خر مگس معرکه
و کارت رو گرفتم
بعد از حرفم نگاه معنا داری کرد و رفت به سمت در خروجی و رفت بیرون

دستی به صورتم کشیدم و روی مبل نشستم و پاکت دعوت نامه رو باز کردم

"فردا شب توی ویلا باغه پلاک ۳۵۰ ساعت ۷ عصر به صرف تک*یلا و وی*سکی"

عجبب
دیدگاه ها (۶)

for me

for me

for me

for me

۱۴۱ تایی شدیمممممم مرسی از حمایت هاتوننننن ♡♡♡♡وانشات ران ها...

Love in the dark①③*چهار ماه بعد*نشسته بودم رو کاناپه و داشتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط